بانوی آب

بانوی آب

بانوی آب در پیام رسان ایتا: @banooyeab

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۸ ثبت شده است

اولین تماسمان  57 دقیقه طول کشید! پشت گوشی شنیدم که برادرش اذیتش می کرد و به شوخی گفت: "حمید تو دیگه خیلی زن ذلیلی! آبرو برای ما نذاشتی!" حمید احترام بزرگتر بودن برادرش را داشت چیزی به حسن آقا نگفت ولی به من گفت: "من زن ذلیل نیستم، من زن شهیدم! من ذلت زده نیستم!" مرامش یک چیزی مثل همان دیالوگ فیلم فرشته ها با هم می آیند بود: "مرد باید نوکر زن و بچه اش باشد."

  • سارا طالبی

تا حالا پرسیدید رابطه اعتماد به نفس و آرایش کردن چیه؟

بعضی مردها هستند که از آرایش کردن زنانشون لذت نمی برند، بلکه همانطور طبیعی زنانشون را دوست دارند، برخی این را نشانه ضعف مرد می دانند ولی اینطور نیست، اتفاقا بسیاری از زیبایی هایی که الان مد شده، زیبایی حقیقی نیست. زیبایی حقیقی طبیعت و فطرت زن را تغییر نمی دهد، دایم زن را در فشار رقابت با بقیه نمی گذارد.


  • سارا طالبی
رهبر_انقلاب:


💠 همه ما نقص داریم. خب؛ حالا تا از هم دوریم، این نقص‌ها را نمی‌دانیم؛ به مجردی که ازدواج انجام شد و کنار هم قرار گرفتیم، کم‌کم کمبودها ظاهر می‌شود. حالا ناراضی باشیم؟ نخیر؛ باید زندگی را آنگونه که هست، پذیرفت و با آن ساخت.

💠 البته یک عیب‌هایی هست که قابل برطرف شدن است، آنها را برطرف کنید.

💠 یک عیب‌هایی هم هست که قابل برطرف شدن نیست؛ با آنها هم باید بسازید.

  • سارا طالبی

: کناره سفره عقد نشستیم عاقد پرسید: "عروس خانم مهریه رو میبخشند که صیغه موقت رو فسخ کنیم؟" به حمید نگاه کردم، گفتم :"نه من نمیبخشم!" نگاه همه با تعجب به من برگشت، ماتشان برده بود، پدرم پرسید: "دخترم مهریه رو میگیری؟" رک و راست گفتم :"بله میگیرم"، حمید خندید و گفت :"چشم مهریه رو میدم،همین الان هم حاضرم نقدا پرداخت کنم". عاقد لبخندی زد و گفت :"پس مهریه طلب عروس خانوم،حتماً باید آقا داماد این مهریه رو پرداخت کنه" بعد از خواندن خطبه عقد دائم به رستوران رفتیم، تا غذا حاضر بشود، حمید پانزده هزار تومان شمرد،به دستم داد و گفت :"این هم مهریه شما خانوم!" پول را گرفتم و گفتم :"اجازه بده بشمارم ببینم کم نباشه!" حمید خندید و گفت :"هزار تومان هم بیشتر گیر شما اومده "، پول را نشمرده دور سر حمید چرخاندم و داخل صندوق صدقاتی که آنجا بود انداختم و گفتم :"نذر سلامتی آقای من!" 

  • سارا طالبی