بانوی آب

بانوی آب

بانوی آب در پیام رسان ایتا: @banooyeab

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۷۰ مطلب با موضوع «شبهات زنان» ثبت شده است

در روایتی آمده است:
قَالَ عَنْ شَبَهِ‌ الْوَلَدِ أَبَاهُ وَ أُمَّهُ قَالَ مَاءُ الرَّجُلِ أَبْیَضُ غَلِیظٌ وَ مَاءُ الْمَرْأَةِ أَصْفَرُ رَقِیقٌ فَإِذَا عَلَا مَاءُ الرَّجُلِ مَاءَ الْمَرْأَةِ کَانَ الْوَلَدُ ذَکَراً بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ مَنْ تَشَبَّهَ أَبَاهُ قِبَلَ ذَلِکَ یَکُونُ الشَّبَهُ وَ إِذَا عَلَا مَاءُ الْمَرْأَةِ مَاءَ الرَّجُلِ خَرَجَ الْوَلَدُ أُنْثَى بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ تَشَبَّهَ أُمَّهُ قِبَلَ ذَلِکَ یَکُونُ الشَّبَه‌۱

یعنی به پیامبر (ص) عرض شد به چه علت فرزند شبیه به پدر یا مادر می‌شود؟ فرمود آب مرد سفید رنگ و غلظت دارد و آب زن زرد رنگ و رقیق است اگر آب مرد برتری و غلبه بر آب زن داشته باشد فرزند پسر می‌شود به اذن خداوند و از این جهت شباهت هم خواهد بود و اگر آب زن غلبه کند فرزند دختر می‌شود به اذن خداوند و از این جهت شباهت درست می‌شود.

امروزه اگر بحث ژنتیک را ببینیم منشا آن ها روایات است زیرا بشر نمی‌تواند ابتکاری در این زمینه داشته باشد.

معنای روایت این نیست که اگر پسر باشد شبیه پدر است و اگر دختر باشد شبیه مادر می‌شود بلکه می‌گوید شباهت نیز چنین ملاکی دارد. غلبه ای از ناحیه پسر یا دختر بودن است و غلبه‌ی دیگر از ناحیه شباهت ها است.

ایا مراد برتری کمی است؟ یا مراد برتری مکانی است؟ و یا برتری زمانی است؟ و یا این که به معنای سبقت و مسابقه است؟

چیزی که امروزه می‌گویند این است که ژن ها با هم مسابقه دارند و هر کدام موفق شود در تشکیل نطفه مشارکت کند صفت ها به آن سمت خواهد رفت.

  • سارا طالبی

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): « السَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ. ــــ سعادتمند کسی است که در شکم مادرش سعادتمند شد و شقاوتمند کسی که در شکم مادرش شقاوتمند شد.» (نهج الفصاحة ، ص۵۳۰)
در تفسیر این گونه روایات باید متوجّه بود که :
اوّلاً در فرهنگ اهل بیت (ع) مختار بودن انسان امری مسلّم بوده ، عاقبت اخروی انسان به دست اختیار وی سپرده شده است. در برخی روایات نیز قسمتی از این حدیث با تغییر تعبیر داده که می تواند نمایشگر این باشد که اهل بیت (ع) نمی خواسته اند با اینگونه احادیث اختیار را خدشه دار نمایند. در روایتی از نبی اکرم(ص) آمده است: « السَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ وَ الشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمِّه ــــ سعادتمند کسی است که از وضع دیگری پند بگیرد و شقاوتمند کسی که در شکم مادرش شقاوتمند شد.» (بحار الأنوار ، ج ۷۴ ،ص۱۳۵ )
ثانیاً طبق روایات متعدّدی همه ی انسانها با فطرت توحیدی به دنیا می آیند و انحراف آنها از جادّه ی توحید ثانوی و به سبب امور خارجی و اختیار خود اوست. نبی مکرّم اسلام فرمودند: « کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه ــــ هر نوزادی بر اساس فطرت متولّد می شود ، پس والدین او وی را یهودی و نصرانی و مجوسی می کنند.» (بحار الأنوار ، ج ۵۸ ،ص۱۸۷ )

  • سارا طالبی

در تفسیر و تشریح ایات ۵-۶-۷ سوره مبارکه الطارق با توجه به بیان خلقت انسان از صلب و الترائب آیا فرزند فقط از پدر است یا هر دو والدین مد نظر هستند؟

 

فلینظر الانسان مم خلق

یعنى انسان باید بیندیشد که از چه خلق شده، و مبداء خلقتش چه بوده و چه چیزى به دست خداى تعالى به این صورت انسانى در آمده ؟

جمله مورد بحث به خاطر اینکه حرف (فاء) در اولش آمده متفرع بر آیه قبلى، و نتیجه گیرى از مطلبى است که فحوایش با کمک سیاق بر آن دلالت دارد، و حاصل معنا چنین است : وقتى معلوم شد هر نفسى به ذات و اعمالش نزد خدا محفوظ است، و هیچ چیز از او فانى و از اعمال او فراموش نمى شود،

پس انسان باید بپذیرد که به زودى به سوى پروردگارش بر مى گردد، و طبق آنچه کرده جزا داده مى شود، و این برگشتن را بعید نشمارد، و اگر مى خواهد بفهمد که هیچ بعید نیست و به معاد یقین پیدا کند نظر کند به خلقت نخستینش، و به یاد آورد روزى را که قطره اى آب جهنده بود، که از فضاى مابین استخوانهاى پشت و استخوانهاى سینه خارج مى شود.

خوب، همان کسى که آن آب را توانست به صورت انسان امروز در آورد، چرا نتواند با همان قدرت کامله اش بعد از مردن دوباره او را برگرداند؟!

در این دو آیه کلمه (خلق ) به صیغه مجهول (خلق شده ) آمده، و نام فاعل را که خداى سبحان است نبرده، و این اشاره است به اینکه از شدت ظهور لازم نبوده که نام او برده شود، همه مى دانند که خالق این خلق شده خدا است.

استدلال بر قدرت خدا بر احیاء اموات به خلقت انسان از آبى جهنده که از بین (صلب) و (ترائب) خارج مى شود

  • سارا طالبی

 

جامعیت و گستردگی افق اندیشه و دیدگاههای تحلیلی در باره کارکردهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی زنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در نظام اسلامی برخلاف نظرات افراط گرایانه فیمینیستی، زنان همسان مردان از تمام حقوق اجتماعی برخوردارند و فلسفه تفاوت های موجود حفظ ارزش و کرامت زنان است، اما تفاوت به معنی تبعیض نیست. مسئولیت پذیری بانوان در نظام آفرینش دارای ابعاد گسترده ای است، مسئولیت پذیری در تربیت فرزندان صالح و شایسته، حسن معاشرت با همسر، تعیین سرنوشت سیاسی - اجتماعی، مشارکت عمومی، دفاع از مملکت و ارزش های اسلامی و حفظ نظام و ... از آن جمله اند. الگوپذیری از سیره عملی نخبگان و انسان های کامل یکی از راه های رسیدن به کمال انسانی است و سیره عملی حضرت زهرا و زینب کبری(س) برترین الگو در تمامی ابعاد زندگی فردی، سیاسی و اجتماعی زنان به شمار می رود. اگر زن مسلمان نقش مادری و تربیتی خود را بخوبی انجام دهد نسل آینده نظام، یک نسل سالم، مؤمن و معتقد خواهد بود که می تواند جامعه دینی را از گزند آفت ها و تهاجمات فرهنگی بیگانگان پاس دارد. از طرف دیگر افزایش بار علمی ـ فرهنگی و تبلیغی بانوان و نوآوری های علمی و پژوهشی به عنوان نیمی از افراد جامعه بسیار حائز اهمیت است چرا که موجبات گسترش و توسعه جامعه اسلامی را فراهم می آورد. زنان در طول تاریخ نشان داده اند که برای دست یابی به اهداف والای انسانی و کمال مطلق از هیچ عملی فروگذار نگشته اند و در حد توان در خدمت خانواده، همسر و اجتماع بوده اند.

  • سارا طالبی

از دیدگاه اسلام، اصل فعالیت اجتماعی برای زنان، با رعایت شرایط شرعی، نه تنها مذموم نیست، بلکه در برخی موقعیت‌ها مطلوب است. مانند حضور در عرصه‌هایی چون اجتماعات سیاسی ـ اجتماعی (بیعت با پیامبر، امام و حاکم اسلامی و در دوران جدید انتخابات، پرستاری از زخمیان در میدان های جنگ ، راهپیمایی‌ها و...)، امر به معروف و نهی از منکر، تعلیم و تعلم، کسب تخصص‌های مورد نیاز، خصوصاً در مواردی که ارتباط مستقیمی با بانوان دارد و بسیاری از موارد مشابه دیگر، با این تفسیر با نگاهی گذرا به کسانی که در ابتدا به اسلام گرویدند متوجه می شویم که ، زنان علی‌رغم شرایط سخت و محدود کننده و سنت‌گرا در آن عصر، حضور چشمگیر در واقعیت جامعه داشتند و با جان و دل و حال از حوزه معارف دین عاشقانه دفاع می‌کردند و انواع شکنجه‌ها را تحمل می‌کردند و از سرمایه مادی و جایگاه اجتماعی خود در راه اسلام وحضرت پیامبر اکرم (ص) استفاده می‌کردند.

  • سارا طالبی

 

حکمت ۲۳۸: زن و زندگی همه اش زحمت و دردسر است و زحمت بار تر اینکه چاره ای جز بودن با او نیست.

 

 

مقدمه: دو نظریه اصلی در مسئله «زن از نظر اسلام» وجود دارد؛ بعضی زن را موجودی ناقص می‏دانند و تساوی مرد و زن را رد می کنند و بعضی کلا منکر این هستند و می‏گویند: تمام حقیقت انسان روح اوست و روح نه مذکر است نه مؤنث، و زن و مرد یک حقیقت هستند و اصلاً طرح این سؤال که آیا زن و مرد مساویند یا فرق دارند؟ صحیح نیست. [i]

اما باید دانست که همه علماء قائلند که زن و مرد در جزا و پاداش اخروی و قرب الهی از شرائط مساوی برخوردارند:

 مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ.

هر کس کار شایسته‏ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‏داریم؛ و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‏دادند، خواهیم داد . [ii]

اما راجع بیان  حضرت علی (ع)  نسبت به زنان (وَ قَالَ ع: الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا) زنان همگی شر هستند واز همه بدتر اینکه چاره ای از آنان نیست" [iii]

چندین نظریه قابل طرح است که ذیلاً به بعضی از آنها اشاره می‏شود:

1ـ بعضی مفهوم کلام امیر المؤمنین را به معنای معروفی گرفته ‏اند که نسیم شمال آن را در شعری آورده است:

زن بلا باشد به هر کاشانه ای
 بی بلا هرگز نباشد خانه ‏ای‏

یعنی زن مایه زحمت است، از جهت جنسی، از جهت حفظ ناموس، از جهت حفظ امنیت و و ...؛ و پر زحمت‏ ترین چیز درباره او همین است که با تمام این زحمات، همگان برای ادامه زندگی، ناچار از ازدواج هستند.

این مطلب برداشتی است از آنچه اندیشمند گرامی محمد جواد مغنیه در ج 3 کتاب «فی ظلال نهج البلاغه» که شرح نهج البلاغه است، آورده است.

2ـ ممکن است این حدیث را به نحو دیگری توضیح داد و آن اینکه، آری زن شر است و مردان نیز چاره‏ ای از او ندارند، ولی بدی و شر از جهت بدنی و تن خاکی زن است و در ارتباطی است که با مرد دارد؛ چه اینکه در نشئه ماده اگر از زنان هم پرسیده شود ممکن است همین نظریه را نسبت به مردان داشته باشند، یعنی بگویند: آری زن می تواند برای خودش زندگی راحتی داشته باشد ولی با ازدواج زحمات بسیاری را باید تحمل نماید، زحمت شوهرداری، زحمت مادر شدن و ... که همگی از جانب مرد است؛ لکن چاره‏ای نیست و اگر کسی بخواهد به زندگی ادامه دهد باید ازدواج کند [و مردان را تحمل نماید].

و اینچنین نیست که حدیث شریف آن قسمت دیگر را نفی کرده باشد، بلکه می توان گفت این کلامی است که حضرت با مردان و از جهت جایگاه شوهر در مقابل زن فرموده است و اگر شرائطی بود که زنان نیز گلایه یا مطالبی از مردان عرض می کردند و جا داشت، ممکن بود حضرت همین کلام را برای زنان بفرماید که الرجل شر کله و شر ما فیه انه لا بد منه.

در نتیجه این نه خصوصیتی برای زن است و نه به حقیقت زن بر می‏گردد بلکه حقیقت زن انسانیت اوست و ملاک ارزش آن هم تقوی الله است.

 « إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ »

" گرامی‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست"

در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. [iv] و در این جهت زن و مرد فرقی ندارند .

3ـ سومین برداشتی که می ‏توان از این حدیث بیان کرد، آن است که زن از این جهت که محبوب، جذاب و مورد علاقه جنسی مرد است:

 "زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ اْلأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ"

محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگیِ والا و جاویدان)، نزد خداست . [v]

از این جهت همیشه مایه گرفتاری و شرور است؛ چنانکه گفته می‏ شود ریشه بسیاری فتنه ‏ها به نحوی به دعوا یا رقابتی بر می‏ گردد که بر سر یک یا چند زن می ‏باشد و همچنین روایت است که :

پیامبر «ص» فرمودند: "اکثر ما تلج به امتی النار الأجوفان، البطن و الفرج‏"

یعنی بیشترین چیزی که امت من به وسیله آن در آتش می ‏افتند دو شی‏ء اجوف [توخالی‏] است: شکم و دامن. [vi]

و این مطلب درست مثل آن است که می‏گویند بسیاری از دعواها در دنیا بر سر طلا، مال و ثروت انجام می‏ شود؛ آیا این مسئله موجب منفور شدن طلا و ثروت می‏ شود؟

خیر؛ بلکه گرچه مال و ثروت مایه فتنه‏ های دنیائی است ولی هیچ انسانی چاره ‏ای ندارد جز اینکه برای تأمین معاش و معاد به دنبال مال و ثروت برود.

درباره زن نیز چنین است که اگر چه زن از جهت جنسی مایه بسیاری از فتنه ‏های دنیاست، ولی مردان نمی‏ توانند به کلی او را فراموش کنند و به اصطلاح نیاز به زن و مسئله جنسی را به حاشیه زندگی برانند، بلکه چاره ‏ای جز متعادل کردن روابط خود با زن را ندارند، چنانکه در رابطه با مال و ثروت و نمودهای دیگر جهان نیز همین راه در برابر آنان است‏.

بنابر این شر بودن اینگونه ربطی به ذات و حقیقت زن ندارد، بلکه مربوط به ارتباط ناصحیح جامعه با زن است و الا حقیقت زن با حقیقت مرد یکی است.


[i] برای توضیح بیشتر نظریه دوم به کتاب زن در آیینه جلال و جمال صفحه 73 مراجعه شود

[ii] سوره نحل، آیه 97

[iii] نهج‏ البلاغه، حکمت 238 ص510، انتشارات دار الهجره، قم‏)

[iv] سوره حجرات، آیه 13

[v] سوره آل عمران، آیه 14

[vi] کتاب کافی، ج2، باب العف، ص 97

https://hawzah.net/fa/Question/View/8999/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C(%D8%B9)-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

 

لینک کوتاه: https://b2n.ir/h74778

  • سارا طالبی

 

در کلام حضرت علی  علیه السلام  برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان از زشت ترین اخلاق مردان به حساب می آید مانند: تکبر، ترس و بخل. اینجا سوالی ایجاد می شود که صفات خوب برای هر زن و مردی خوب و پسندیده است و صفات بد هم برای زنان و هم برای مردان نکوهش شده است و حضرت علی  علیه السلام  کدام ویژگی از زنان و مردان مورد نظرشان بوده است؟ آیا اگر زنی سخاوتمند و شجاع و متواضع باشد خوب نیست؟ اگر ما ویژگی انسان بودن را در نظر بگیریم دیگر فرقی میان زنان و مردان نیست؟

  • سارا طالبی

 

حاج اقا پناهیان: چرا حقوق مرد بیشتر از زن است؟ چون مرد نیازمندی بیشتری نسبت به زن دارد.

 

رسول خدا(ص) به خانمی که در مورد حقوق زن بر شوهر سوال کرد، فرمود: «حقوق شوهرت از تو بیشتر است» (قَالَتْ: فَمَا لِی عَلَیْهِ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ مَا لَهُ عَلَیَّ؟ قَالَ: لَا وَ لَا مِنْ کُلِّ مِائَة)(کافی/5/507)
اینکه حقوق مرد بیشتر از زن است، به این معناست که نیازهای مرد بیشتر از زن است، لذا اگر زنی در مورد حقوق شوهرش غفلت کند، لطمۀ بیشتری به او وارد کرده است. اینکه مرد، حق بیشتری دارد به این خاطر است که نیازهای او در خانواده بیشتر از زن است به همین دلیل، زن‌ها باید بیشتر از مردها، حق همسر خود را رعایت کنند.
در مورد ارتباط بین زن و مرد، زن‌ها به لحاظ روحی قوی‌تر هستند و ابتکار عمل به دست خانم‌ها است، لذا مدیریت این ارتباط نیز به خانم‌ها داده شده است و به همین دلیل، حجاب برای زن واجب شده است. حجاب مظهر قدرت زن است و معنایش این است که خانم‌ها باید روابط بین زن و مرد را مدیریت کنند.

  • سارا طالبی

در سخنرانی ها می شنویم: زن باید تابع همسرش باشد پس چرا حضرت اسیه «س» در قران تابع همسرش نبود اما الگوی مومنان معرفی شد یا حضرت زینب کبری «س» در واقعه عاشورا به عنوان الگویی نمونه در تار یخ درخشید. خیلی وقتها تبعیت زن از شوهر باعث از دست دادن دین انسان که متاسفانه در جامعه امروز از وضعیت دختران ما بعد از ازدواج به وضوح روشن است.

  • سارا طالبی

چرا برای بیعت با زنان در قران خداوند می فرماید انها را امتحان کنید اما برای مردان این را نمی فرماید؟

 

این موضوع به شأن نزول آیه ۱۰ سوره ممتحنه باز می گردد؛

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ ۖ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ۚ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ۚ ذَٰلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ ۖ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ ۚ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ »﴿١٠﴾
ای مؤمنان! هنگامی که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان] هجرت کنان [از دیار کفر] به سوی شما می آیند، آنان را [از جهت ایمان] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوی کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلال اند، و نه آن کافران بر این زنان حلال اند، و مهریه ای که همسران کافر به زنان مؤمن خود داده اند به آنان بپردازید، و بر شما گناهی نیست در صورتی که مهریه شان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهای زنان کافر [تان که به کفار پیوسته اند] پای بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است] و آنچه را شما [برای همسران مرتد و فراری خود که به کافران پناهنده شده اند] هزینه کرده اید [از کافران] بخواهید، و آنان هم باید آنچه را هزینه کرده اند از شما درخواست کنند؛ این حکم خداست که میان شما حکم می کند، و خدا دانا و حکیم است.

  • سارا طالبی