بانوی آب

بانوی آب

بانوی آب در پیام رسان ایتا: @banooyeab

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
شنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، ۰۳:۱۶ ب.ظ

متن، ترجمه و شرح خطبه ۸۰ نهج البلاغه

و من خطبة له (علیه السلام) بعد فراغه من حرب الجمل فی ذمّ النساء ببیان نقصهنّ‏:
مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ. فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَ لَا تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَر.

 

ترجمه

سخنى از آن حضرت (ع) پس از فراغت از جنگ جمل، در نکوهش زنان، فرمود: 
اى مردم، بدانید که زنان را ایمان ناقص است و بهره مندیهایشان ناقص است و عقلهایشان ناقص است. اما ناقص بودن ایمانشان از آن روست که در ایام حیض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهایشان، بدان دلیل است که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است و نقصان بهره مندیشان در این است که میراث زنان نصف میراث مردان است. از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید، تا به کارهاى زشت طمع نکنند.

 

موقعیّت زنان در جوامع بشرى:
در تفسیر این خطبه، میان شارحان نهج البلاغه به ویژه شارحان معاصر گفتگو بسیار است; به همین، دلیل لازم مى دانیم مقدّمه اى براى روشن شدن بحث هاى این خطبه ذکر کنیم. در طول تاریخ در مورد شخصیّت زن بسیار گفتگو شده و افراط و تفریط هایى در نحوه قضاوت پیرامون آنها صورت گرفته، گاه او را از مقام انسان پایین کشیده و یا در شخصیّت انسانى او تردید کردند! و گاه او را به اوج برده و به عنوان جنس برتر معرّفى نمودند و زن سالارى را در جامعه بشریت پیشنهاد کرده اند! مى توان گفت این افراط و تفریط ها عکس العمل یکدیگر است.
در جوامع امروز، به ویژه جوامع غربى یا آنها که راه غرب را در دموکراسى مى پیمایند نیز، سخن در این زمینه بسیار است; سیاستمداران خود را نیازمند آراى زنان مى دانند، چرا که زن و مرد درانتخابات یکسان عمل مى کنند و سرمایه داران خود را نیازمند به کار زنان مى بینند به خصوص اینکه غالباً توقّع آنها از نظر دستمزد و امتیازات دیگر از مردان کمتر است. دستگاههاى عظیم تبلیغاتى نیز که بخش مهمى ازسیاستهاى تبلیغاتى و اقتصادى را تشکیل مى دهد، خود را به زنان نیازمند مى بینند.
این جهات سبب شده که در سخن، دفاع زیادى از حقوق آنها شود و شخصیّت آنها را تا آنجا که مى توانند بالا ببرند; ولى در عمل خبرى نیست و زنان امروز گرفتار انواع محرومیت ها هستند که در گذشته نیز با آن دست به گریبان بودند. همین امر در تفسیر متون مذهبى نیز مؤثّر واقع شده است و گروهى که از حقوق زن به صورت شعار گونه و ریاکارانه دفاع مى کنند، این متون را طورى تفسیر مى کنند که باب طبع اکثریت زنان باشد و تمایلات آنها را -هر چند به صورت کاذب- اشباع کند.
خطبه بالا و جملات معدود دیگرى که در «نهج البلاغه» شبیه آن است، از این گفتگوها و تفسیرهاى مختلف بر کنار نمانده، گاه در سند آن تردید شده و گاه در تفسیر متن آن بحث کرده اند که مبادا کمترین گرد و غبار نقص، بر دامان زنان بنشیند و بعضى نیز راه تفریط را پیموده و زنان را مجموعه اى از نقص و کاستى نشان داده اند.
ولى در این میان، دو چیز را نمى توان انکار کرد، نخست اینکه: این خطبه بعد از جنگ «جمل» وارد شده و مى دانیم میدان دارِ اصلى آن جنگ، همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به نام «عایشه» بود که به تحریک «طلحه» و «زبیر» به شکل بى سابقه اى در میدان جنگ وارد شد و خون هاى زیادى از بى گناهان و یا ناآگاهان به زمین ریخت که بعضى عدد کشته شدگان را بالغ بر هفده هزار نفر مى دانند. درست است که بعد از شکست لشکریانِ «عایشه» و «طلحه» و «زبیر»، آن زن، اظهار ندامت کرد و امیرمؤمنان على(علیه السلام) نیز به خاطر احترام پیامبر(صلى الله علیه وآله) او را به مدینه باز گرداند، ولى آثار نامطلوب این جنگ براى همیشه در تاریخ اسلام باقى ماند.
دیگر اینکه: ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمّتى از نوع بشر مى بینیم: «إِنَّ الاِْنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً; به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده! هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل مى ورزد و مانع دیگران مى شود.»(1)
و در جاى دیگر مى خوانیم: «إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولاً; انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود.(۲)
و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است: (إِنَّ الاِْنْسَانَ لَکَفُورٌ مُبِینٌ).(3)
و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده: (إِنَّ الاِْنْسَانَ لَیَطْغَى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى(4)) و مانند آن....
بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر، بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.
به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى، مدح و تمجید فراوان شده و اصولاً بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است: (وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُم عَلَى کَثِیر مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً)(5).
در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.
با توجّه به این مقدّمه، به شرح و تفسیر خطبه مى پردازیم و در پایان به نکاتى نیز در همین ارتباط خواهیم پرداخت. همانگونه که در بالا اشاره شد امام(علیه السلام) این خطبه را در جنگ «جمل» به عنوان هشدار به همه مسلمانان بیان مى کند تا در آینده گرفتار چنین حوادث دردناکى نشوند.
نخست مى فرماید: «اى مردم! زنان از نظر ایمان و بهره (اقتصادى) و موهبت عقل کاستى هایى دارند» (مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِْیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ)

سپس به ذکر دلیل براى این سه کاستى پرداخته، چنین ادامه مى دهد: «امّا کاستى ایمان آنها، به دلیل آن است که از نماز و روزه در ایّام عادت باز مى مانند، و گواه کاستى عقول آنها این است که شهادت دو نفر از آنان، همچون شهادت یک مرد است، و امّا کاستى بهره (اقتصادى) آنها دلیلش این است که سهم ارث آنان، نصف سهم مردان است» (وَ أَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاَةِ وَ الصِّیَامِ فِی أیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الاَْنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ).
شک نیست که این کاستى هاى سه گانه هر کدام دلیلى دارد اگر خداوند نماز و روزه را در حالت عادت ماهانه از زنان برداشته به دلیل این است که اوّلاً: زمان عادت، حالت بیمارگونه اى براى زنان پیدا مى شود، که نیاز به استراحت بیشتر دارد. ثانیاً: وضع آنها متناسب عبادت و نیایش نیست. و اگر شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است به خاطر آن است که عواطف بر آنان غلبه دارد، و اى بسا تحت تأثیر عواطف واقع شوند و به نفع کسى و به زیان دیگرى شهادت دهند و اگر سهم ارث آنها نیمى از سهم مردان است، اوّلاً: این تنها در مورد فرزندان و همسرها است، در حالى که در مورد پدر و مادر در بسیارى از موارد ارث آنها یکى است و همچنین در مورد خواهران و برادران و فرزندان آنها در بعضى از موارد ارث. به تعبیر دیگر: زن به عنوان مادر یا خواهر در بسیارى از موارد سهم مساوى با مردان دارد. ثانیاً: نفقات زندگى همه بر دوش مردان است و زن نه تنها نفقه فرزندان را نمى پردازد، بلکه شوهر باید نفقه او را بپردازد، هر چند از طریق ارث یا طرق دیگرى، مال فراوانى به دست آورد.
بنابراین، تمام این تفاوت ها که در اسلام وارد شده حساب شده مى باشد; امّا یک نکته را نمى توان انکار کرد که به هر حال زن و مرد از تمام جهات یکسان نیستند و آنهایى که شعار مساوات یا احیاناً شعار برترى زن را بر مرد سر مى دهند، خودشان در عمل طور دیگرى رفتار مى کنند. هیچ رئیس جمهورى را - که شعار مساوات مى دهد- پیدا نمى کنیم که وزیران خود را به طور مساوى از میان زنان و مردان انتخاب کند و همچنین مدیران کلّ در تقسیم پست هاى معاونت، معمولاً چنین برنامه اى را ندارند، حتّى در کشورهاى غربى و کشورهاى لائیک و غیر مذهبى!
آنچه به حق وبه صداقت و و اقع بینى نزدیکتر است و از ریاکارى و تظاهر دور، این است که: ما این دو جنس را با تمام شایستگى هاى خدادادشان، به خوبى بشناسیم و عدالت را در میان آنها برقرار سازیم تا هر یک از آن دو، بتوانند استعداد خدادادشان را شکوفا کنند و از نیروهاى خلاّقى که بالقوّه در وجود آنها است هم خودشان و هم جامعه بهره بگیرند. این بهترین تعبیرى است که مى توان در این زمینه داشت.
در پایان این خطبه امام(علیه السلام) در یک نتیجه گیرى کوتاه مى فرماید: «حال که چنین است از زنان بد بپرهیزید، و مراقب نیکان آنها نیز باشید!» (فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَر).
سپس مى افزاید: «در اعمال نیک (به صورت اطاعت و تسلیم بى قید و شرط) از آنان اطاعت نکنید تا در اعمال بد انتظار پیروى از شما نداشته باشند!» (وَلاَ تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لاَ یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَرِ).
بدیهى است عدم اطاعت از آنها در معروف (کار نیک) به این معنا نیست که اگر آنها دعوت به امور معروفى، همچون نماز و روزه و عدالت و احسان کردند شما با آنها مخالفت کنید; بلکه منظور این است که قبول پیشنهاد آنها نباید به صورت تسلیم بى قید و شرط در برابر آنان باشد و به تعبیر دیگر: «معروف» را به خاطر معروف بودنش انجام دهید، نه به خاطر تسلیم بى قید و شرط در برابر همسرتان. مبادا آنها جسور شوند و احیاناً انتظار داشته باشند، تسلیم خواسته هاى ناپسند آنها شوید.
گرچه عبارت «نهج البلاغه» در اینجا مخصوص همسران نیست و زنان را به صورت مطلق عنوان مى کند، ولى پیدا است که این گونه مسایل معمولاً در بین همسران اتفاق مى افتد. بنابراین، آنچه در این خطبه آمده، با آیات وجوب امر به معروف و نهى از منکر و لزوم پذیرش آن که شامل هر مرد و زن مى شود، منافات ندارد; چرا که منظور خطبه این نیست که معروف را ترک گویید، بلکه منظور این است که عمل شما شکل اطاعت بى قید و شرط نداشته باشد.
ولى به هر حال، زنان باایمان و آگاه و هوشیار و متعهّد، به یقین از این حکم مستثنا هستند; زنانى که رضاى آنها رضاى خدا و سخط آنها سخط خداست، همچون فاطمه زهرا(علیها السلام) که فرمان او جز خیر و صلاح و تحصیل رضا و قرب پروردگار نخواهد بود.
این نکته نیز روشن است که مى گوید: «از خوبان آنها بر حذر باشید!» خوب نسبى است، نه خوب مطلق; چرا که خوبان مطلق، نه تنها نباید از آنها بر حذر بود، بلکه باید از پیشنهادهاى آنها استقبال کرد و صحبت آنها را غنیمت شمرد.
به همین دلیل در تاریخ اسلام مردان برجسته اى را مى بینیم که به پیشنهادهاى همسران شایسته خود اهمیت مى دادند.
به همین دلیل، در بعضى از آیات قرآن مى بینیم که براى مشورت با زنان، بها قایل شده و آن را کار پسندیده اى معرفى مى کند. در مورد باز گرفتن کودک از شیر در سوره بقره مى خوانیم: «فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاض مِنْهُمَا وَ تَشَاوُر فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا; هرگاه پدر و مادر، بخواهند با رضایت هر دو و مشورت و توافق، کودک را قبل از دو سال از شیر باز گیرند، گناهى بر آنها نیست.»(6)

پی نوشت:
1. سوره معارج، آیات 19-21.
2. سوره احزاب، آیه 72.
3. سوره زخرف، آیه 15. 
4. سوره علق، آیات 6-7.
5. سوره اسراء، آیه 70. 
6. سوره بقره، آیه 233. 

http://ahlolbait.com/article/13716/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87-80-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86

 

لینک کوتاه: https://b2n.ir/963616

نظرات  (۱)

عالیه وبتون ادامه بدید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی