بانوی آب

بانوی آب

بانوی آب در پیام رسان ایتا: @banooyeab

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبهات درباره بانوان» ثبت شده است

چرا برای بیعت با زنان در قران خداوند می فرماید انها را امتحان کنید اما برای مردان این را نمی فرماید؟

 

این موضوع به شأن نزول آیه ۱۰ سوره ممتحنه باز می گردد؛

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ ۖ وَآتُوهُمْ مَا أَنْفَقُوا ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ۚ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ۚ ذَٰلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ ۖ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ ۚ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ »﴿١٠﴾
ای مؤمنان! هنگامی که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان] هجرت کنان [از دیار کفر] به سوی شما می آیند، آنان را [از جهت ایمان] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوی کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلال اند، و نه آن کافران بر این زنان حلال اند، و مهریه ای که همسران کافر به زنان مؤمن خود داده اند به آنان بپردازید، و بر شما گناهی نیست در صورتی که مهریه شان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهای زنان کافر [تان که به کفار پیوسته اند] پای بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است] و آنچه را شما [برای همسران مرتد و فراری خود که به کافران پناهنده شده اند] هزینه کرده اید [از کافران] بخواهید، و آنان هم باید آنچه را هزینه کرده اند از شما درخواست کنند؛ این حکم خداست که میان شما حکم می کند، و خدا دانا و حکیم است.

  • سارا طالبی

در نهج البلاغه این گونه آمده است که زن عقربی است که نیشش شیرین است . ظاهرا مراد حضرت این است که در رفتار وگفتار زن ممکن است نیش وجود داشته باشد ولی چون از سر دشمنی نیست شیرین وقابل تحمل است .این یک احتمال است.
این‌ جمله‌ یکی‌ از ضرب‌ المثل های‌ عرب‌ در مورد زن‌ می‌باشد که‌ درباره‌ آن‌ توجیهات‌ و سخنان‌ زیادی‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌؛ از جمله‌ جمعی‌ از شارحان‌ نهج‌ البلاغه‌ این‌ کلمه‌ را به‌ معنای‌ نیش‌ دانسته‌اند اما برخی‌ مانند شیخ‌ محمد عبده‌ آن‌ را به‌ معنای‌ لباس‌ گرفته‌اند که‌ در این‌ صورت‌ منظور از آن‌ ازدواج‌ است‌.

  • سارا طالبی

ادعای بیشتر بودن میل جنسی زنان بر مردان هم از نظر پزشکی مورد تایید نیست و هم تجربه عمومی بشری در جوامع مختلف مخالف این ادعا است؛ اصولا نیاز جنسی در مردان کاملا متفاوت از نیاز جنسی در زنان است، به گونه ای که در اغلب مردان انگیزه اصلی در ازدواج و ارتباط با جنس مخالف خواسته یا نا خواسته، ارضای نیاز جنسی است، در حالی که در اغلب زنان این انگیزه عاطفی و روحی است. حتی بخش نیاز جنسی در آن ها هم ماهیتی دوگانه یعنی عاطفی جنسی دارد؛ یعنی در ماهیت و حقیقت این نیاز هم تفاوت آشکاری بین زنان و مردان وجود دارد.
باید پذیرفت که در شدت و قدرت این نیاز بین زنان و مردان تفاوت آشکاری وجود دارد، به گونه ای که حتی در جوامع غربی که بیش ترین تحریکات و بیداری های جنسی وجود دارد و عدم تمایلات جنسی عامل اجتماعی ندارد، تفاوت بین زنان و مردان در نیاز جنسی امری کاملا آشکار است تا حدی که در اکثر این کشورها میزان سرد مزاجی جنسی زنان تا حدود 35 درصد جمعیت زنان را تشکیل می دهد، در حالی که این امر در مردان شاید به 10 درصد هم نرسد. (1)

  • سارا طالبی

دادن مهر به زنان مسئله‌اى نیست که فقط اسلام آن‌را تأسیس کرده باشد، بلکه این مسئله پیشینه‌ای طولانی در تاریخ بشر دارد و در میان مردم و در سنن ازدواجشان متداول بوده است. سنت خود بشر بر این جارى بوده و هست که پول و یا مالى را که ارزش اقتصادی داشته باشد، مهریه زنان قرار دهند، و در حقیقت این پول را عوض عصمت او قرار دهند.[1]
در عصر جاهلیت با توجه به این‌که براى زنان ارزشى قائل نبودند، غالباً مهر را که حق مسلم زن بود در اختیار اولیاى آنها قرار می‌دادند، و آن‌را ملک مسلّم آنها می‌دانستند. گاهى نیز مهر یک زن را ازدواج زن دیگرى قرار می‌دادند. به این‌گونه که مثلاً برادرى، خواهر خود را به ازدواج دیگرى در می‌آورد که او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وى درآورد، و مهر این دو زن همین بود.

  • سارا طالبی

 رسالت، نبوت و امامت، یک مأموریت تبلیغی و مسؤولیت اجرایی است که معمولاً، اختلاط و معاشرت با مردم را می طلبد. درگیری با شرایط اجتماعی، جهاد و مبارزه با ظالمان، انس با پیروان و حضور دایمی در متن و بطن جامعه از لوازم رسالت، نبوت و امامت است.
 نظر خدای متعال بر این است که زن مستور و محجوب بماند، تا جامعه عفاف خود را بازیابد. آیةالله جوادی آملی ضمن بیانات مفصل به این سؤال پاسخ داده اند که خلاصه آن چنین است:
«کارهای اجرایی سنگین همچون نبوت که حضور در جنگ و صلح و ... را می طلبد، هم برای زن معمولاً مشکل است و هم با این سیاست کلی مستور و محجوب بودن ناسازگار، لذا این که پیامبران همه مردند، معنایش این نیست که زنان از کمال بی بهره اند، بلکه کمال در ولایت است که هر دو بهره مندند».[۱]
و نیز: « اگر چه پیغمبر کسی است که وحی بر او نازل می شود، اما این گونه نیست که هر کس وحی دریافت کرد، پیغمبر باشد، چون وحی گاهی انبایی است و گاهی تشریعی. چه این که نبوت گاهی انبایی است و گاه نبوت تشریعی. قرآن کریم مسأله نبوت تشریعی را که به صورت رسالت بیان می شود، چون یک کار اجرایی است و حشر با مردم را همراه دارد و رهبری جنگ و صلح و دریافت مسایل مالی و توزیع اموال و تنظیم کار جامعه را بر عهده دارد، این نوع نبوت را در اختیار مردها قرار داده و در سوره یوسف و سوره نحل می فرماید: «وَمَا أرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إلاَّ رِجَالاً نُوحِی إلَیهِمْ فَسْئَلُوا أهْلَ الذِّکْرِ إن کُنْتُمْ لاَتَعْلَمُونَ»[۲]؛ یعنی رسالت یک کار اجرایی است و ما قبل از تو ای پیامبرع هیچ کس را جز مرد به عنوان رسول نفرستادیم و فقط به مردها وظیفه رسالت دادیم. پس رسالت، به معنای رهبری جامعه، بیان حلال و حرام، واجب و مستحب، مکروه و مباح و مانند آن، نبوت خاصی است که چون مقام اجرایی است به عهده مردها گذاشته شده است، ولی نبوت انبایی بدین مفهوم است که فردی از طریق وحی مطلع شود که در جهان چه می گذرد، آینده جهان چیست؟ و آینده خودش را ببیند و از آینده دیگران نیز با خبر شود، و این نوع از نبوت، به ولایت بر می گردد، نه به نبوت تشریعی و رسالت اجرایی. اگرچه این نوع از نبوت پشتوانه هرگونه نبوت و رسالت تشریعی است، اما اختصاص به مردان ندارد و زنان نیز می توانند به این مقام دست یابند».[۳]

[۱] . با استفاده از توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها، آیةالله جوادی آملی، ص 89 ، نهاد رهبری در دانشگاه.
[۲] . نّحل آیه 43.
[۳] . جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 167.

  • سارا طالبی

چرا خداوند با وجود قادر بودن مطلق اول مرد را خلق کرد و سپس زن را؟ چرا همزمان زن و مرد با هم خلق نشدند؟ ایا اصل مرد است و زن فرع؟

 

بر خلاف بعضی از ادیان و مذاهب، اسلام در بحث خلقت زن و مرد، یکی را بر دیگری برتری نداده است. تا مثلا حوا از دنده آدم خلق شده باشد یا او از مایه ای پست تر به وجود آمده باشد. قرآن کریم با کمال صراحت در آیات متعددی می‏فرماید که زنان و مردان از یک جنس و یک سرشت آفریده شده اند، و هر دو از یک گوهرند و برای یکدیگر آفریده شده‏‌اند:
«هُنّ لباسٌ لکم و انتم لباس لهنّ؛ [بقره/۱۸۷] زنان زینت و پوشش شما هستند و شما نیز زینت و پوشش آنها هستید»

و تعبیراتی نظیر «ماء»، «طین»، «تراب»،«نطفه» و «علقه» و... برای انسان و بشر ذکر شده است که شامل مذکر و مونث می شود. پس در هیچ یک از مراحل پیدایش نسل انسانی، جنسیّت در میان نبوده است و تفاوتی میان آفرینش زن و مرد نیست.  و درباره خلقت حضرت آدم و حوا نیز همین مساله صادق است. و کسانی که خلاف این مطلب را گفته اند، بی دقتی نموده اند. تعبیری که بعضی را به اشتباه دچار کرده است، در آیه ذیل مطرح شده است:
«خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها؛[نساء/۱] همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد.»

  • سارا طالبی

 در تفاوت بین حقوق زن و مرد، آنچه گفته می‌شود، حکمت این تفاوت است نه دلیل؛ دلیل این تفاوت‌ها آیات و روایات است. یکی از این تفاوت‌های زن و مرد، تفاوت در دیه است. معمولا دیه زن نصف دیه مرد است البته اگر از ثلث بگذرد ولی تا به ثلث نرسیده برابر است. چنانکه ماده 301 قانون مجازات اسلامی نیز مقرر کرده است. این تفاوت، نه از ارزش زن می‌کاهد و نه ظالمانه است چون اوّلا:
 دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی انسان مقتول یا مجروح استوار نیست؛ بلکه دستور خاصی است که ناظر به کارکرد اقتصادی بدن انسان مجروح یا کشته شده است. از این رو بین عالم و جاهل و کوچک و بزرگ و پیر جوان فرقی نیست.
 بنابراین تفاوت دیه زن و مرد نه بر منزلت مرد می‌افزاید و نه از مقام زن می‌کاهد و اساسا هیچ تلازم عقلی یا نقلی بین دیه و کمال معنوی و ارزشی وجود ندارد. به عنوان مثال اگر فرضا یک فرد بی‌سواد و منحرف، پیامبری از پیامبران الاهی یا اولیای خداوند را بکشد، در برابر او قصاص می‌شود و یا به اندازه دیه دیگر افراد از او دیه ستانده می‌شود. مقام معنوی آن ولی خدا نقشی در میزان دیه او ندارد.

  • سارا طالبی

 


چرا زن در اسلام نمی تواند قاضی شود؟


1 - تفاوت های طبیعی زنان با مردان، مسؤولیت های متفاوتی را بر عهده ی آنان می گذارد؛ چه بسا کارهایی را که مردان نمی توانند انجام دهند، ولی نقص آنان محسوب نمی شود؛ همچنان که قادر نبودن بر حمل وزنه صد کیلویی دلیل بر نقص فرد نمی باشد؛ زیرا هرکس به اندازه توانایی خود کار را انجام می دهد. قرآن نیز می فرماید: لا یکَلِّفُ اللهُ نَفْسَاً إلاّ وُسْعَهَا....[1]
با توجه به سخن پیامبر اعظم(ص) در می یابیم که قضاوت نکردن حق سلب شده از زن نیست، بلکه گزاردن تکلیفی سنگین بر عهده مردان است آن جا که در وصیت به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «یا علی لیس علی المرأة جمعة و ... لا تولی القضاء[2]؛ ای علی نماز جمعه و قضاوت بر زن واجب نیست.» به این نکته باید توجه شود که اگر آن حضرت می فرمود: «لیس للمرأة الجمعة و تولی القضاء؛ سلب حق قضاوت معنا می گرفت؛ و حال آن که در بیان آن حضرت، حقی از زن سلب نشده است؛ در امر قضا علاوه بر علم، صفات دیگری؛ همچون: شجاعت، صراحت، دوری از احساسات و عواطف ظریف و لطیف لازم است، و فرض استثنا آن را از قانون خارج نمی سازد. علاوه بر این پسندیده عرف و قانون اجتماع نیست که انجام اموری را که بدو سپرده اند، بر عهده دیگری بگذارد؛ زیرا قرار گرفتن هر کس در پُست و جایگاه خود از بسیاری ناهنجاری ها جلوگیری می کند.

  • سارا طالبی

رسالت، نبوت و امامت، یک مأموریت تبلیغی و مسؤولیت اجرایی است که معمولاً، اختلاط و معاشرت با مردم را می طلبد. درگیری با شرایط اجتماعی، جهاد و مبارزه با ظالمان، انس با پیروان و حضور دایمی در متن و بطن جامعه از لوازم رسالت، نبوت و امامت است.
 نظر خدای متعال بر این است که زن مستور و محجوب بماند، تا جامعه عفاف خود را بازیابد. آیةالله جوادی آملی ضمن بیانات مفصل به این سؤال پاسخ داده اند که خلاصه آن چنین است:
«کارهای اجرایی سنگین همچون نبوت که حضور در جنگ و صلح و ... را می طلبد، هم برای زن معمولاً مشکل است و هم با این سیاست کلی مستور و محجوب بودن ناسازگار، لذا این که پیامبران همه مردند، معنایش این نیست که زنان از کمال بی بهره اند، بلکه کمال در ولایت است که هر دو بهره مندند».[۱]

  • سارا طالبی

 

یکی از دلایل حقانیّت و استواری آیین اسلام، جامعیّت این آیین است که در تمام موضوعاتِ مربوط به زندگی مادی و معنوی بشر، سخن گفته است؛ و برای جامعة انسانی تا روز رستاخیز برنامه ارائه کرده است. از جملة این موضوعات، نظام حقوق خانواده است؛ روزگاری که حقوق خانوادگی، زیر پا گذاشته شده بود، اسلام یک برنامة عظیم و شگفت انگیزی به اجتماع بشری عرضه کرد.[1] خدای حکیم برای حفظ بنیان خانواده و حفظ اجتماع از انحرافات اخلاقی و به جهت مصلحت ها و حکمت هایی که در ازدواج وجود دارد، در شرایط خاصی ازدواج مجدد را تشریع کرده است. در این بیان مختصر، ابتدا اشاره ای کوتاه به ازدواج مجدّد به صورت دائم، خواهیم کرد و سپس ازدواج موقّت را شرح خواهیم داد.

  • سارا طالبی